شما که خواستی و خدا هم توفیق داد که
« راوی فتح » ، « خادم الشهدا » و « مبلغ ارزشها و فرهنگ شهادت » باشی ، بدان همچنان که پاداش این توفیق بس بزرگ است ، خاطرات آن نیز بزرگ و شکننده است . پس ضروری و بدیهی است که در راه انجام این رسالت خطیر اولاً تلاش پیگیر در یادگیری مبانی و روشها لازم است و ثانیاً توفیق الهی برکت دهنده این کوشش میباشد که ثمرات آنرا صد چندان می نماید .
در این زمینه تذکر چند نکته ضروری است :
1- باور سازی زیباترین نام برای این گونه اردوهاست چون انسانها وقتی در محیط قرار می گیرند ، دانش نظری ایشان به باور درونی و قلبی تبدیل می شود و به عبارتی معقولات به محسوسات تبدیل می شود و آنچه شنیده اند در این گونه محیطها می بینند و حس می کنند ، به شرط اینکه زمینه خوب آماده شود تا از این بهترین فرصت ، کاملترین استفاده شود .
2- مهمترین باورهایی که در اینگونه اردوها باید مورد توجه قرار گیرد ، باورهای ذیل است :
الف – باور سازی نسبت به مبلغ ، مربی ، راوی
این باور سازی ، نتیجه اش پذیرش است . مبلغ ، مربی و راوی چنانچه پذیرش نداشته باشد و مورد قبول مخاطبان نباشد ، قرین توفیق نخواهد شد. مخاطب باید باور کند اولا سواد مربی ، مبلغ و راوی را ثانیاً سوز و عشق نسبت به هدایت و تعلیم و تربیت مربی را . ثالثاً سلیقه و هنر مربی و مبلغ را . مخاطب چنانچه بپذیرد که راوی ، مبلغ و مربی به آنچه میخواهد بیاموزد ، آشناست و اطلاعات خوبی دارد و بدون اطلاع و از پیش خود سخن نمیگوید ، به
گفته های او اعتماد حاصل شده و اعتماد اولین گام در پذیرش پیام است .
از طرف دیگر چنانچه مخاطب بپذیرد که مبلغ ، راوی و مربی سوز هدایت دارد و عاشق کشاندن دیگران در مسیر سعادت است و اهل تبلیغ خود نیست بلکه از باب « حلت بفنائک » در مسیر خداوند حل شده به گونه ای که اگر به او نگاه شود، خدا دیده می شود همانند شکری که در آب حل شده و از خود نمودی جز شیرینی باقی نگذاشته است ، این مربی و راوی در دیدگاه مخاطب « اهل سوز» شناخته
می شود و از پذیرش بالایی برخوردار خواهد بود .
و باز اگر مخاطب بپذیرد که مربی ، مبلغ ، هنر و سلیقه دارد و با دانستن شیوه ها ، ابزار ، آداب ، عوامل و موانع تاثیر گذاری ، داشته های خود را در قالب های زیبا ارائه می کند ، ایمان بیشتر به مبلغ پیدا می کند.
سلیقه تبلیغی در سه مرحله خود را نشان می دهد:
1- گزینش مناسب کلمات ، عبارات ، مثالها
2- چینش زیبای آنها
3- پردازش خوب و مناسب هرکدام از بخشهای سخن
انس گرفتن ، محبت کردن ، نزدیک شدن ، غیر مستقیم کار تبلیغی انجام دادن ، معارفه
محبت آمیز ، پرهیز از افراط و تفریط و در یک کلام خوگرفتن با مخاطب می باشد که احساس خودی بودن به طرفین دست بدهد .
هر تبلیغ و تربیتی در یک محیط و موقعیت خاصی صورت می پذیرد . تا مخاطب شناخت درستی از محیط و موقعیت پیدا نکند ، پیام تبلیغی و تربیتی را دریافت نخواهد کرد .
موقعیت های تبلیغی اعم از موقعیت های زمانی و یا مکانی هر کدام ویژگیهای خاص خود را دارد . مناطق جنگی از آنجا که محل رزم ، رزم آوران اسلام ، شهادت بهترین فرزندان دین و مملکت بوده و از باب « شرف المکان المکین » ، ( شرف و عظمت هر مکانی به مظروف و چیزی است که در آن ظرف مکانی قرار گرفته است ) ، از عظمت بالایی برخوردار است و به تدبیری مرکز فرستنده پیامهای معنوی است . اگر گیرنده ها ، اولاً آماده و روشن باشند ، ثانیاً روی موج اصلی تنظیم شده و ثالثاً غبارروبی شده باشند ، بهترین ارتباط و پیام رسانی صورت می پذیرد . جبهه، دروازه بهشت ، سکوی پرواز ، حمام شستشوی گناهان، شروع تصمیم گیری های جدی برای آدم شدن ، محل انقلاب درونی و . . . می باشد .
روش این مرحله از باور سازی :
نقل خاطره های تحول آفرین ، نقل روایات و آیاتی که زمینه ساز تحول درونی است از قبیل آیات خوف و رجاء ، بهشت و جهنم ، لطف و مرحمت خدا ، نقل برنامه های عبادی ، نظامی ، تفریحی و نقل زندگی پر از نشاط و معنویت رزمندگان و . . . در این زمینه مفید است .
ج – باور سازی نسبت به خود مخاطب :
یکی از مشکلات جدی جوانان ،خود ناشناسی و به تبع آن فرار از خود و از خود بیگانگی و یا
خود باختگی است . چون هیچ موقع نخواستند و دیگران هم ایشان را وادار نکردند که توجه به خود کنند ، جایگاه خود را از لحاظ خلقت و از لحاظ ویژگیهای مثبت و منفی بشناسند .
جبهه بهترین جایگاه برای تفکر در خود و جایگاه خویش است . ویژگیهای مثبت و منفی استعداد ها ، توانمندیها ، مشکلات ، شکستها ،
پیروزی ها ، نقاط عطف زندگی ، محدودیت ها ، امکانات ، تفاوتها ، و . . . را باید شناخت . به عبارتی تا صورت مسئله زندگی شناخته نشود و معلومات و مجهولات معادله مخصوص هر شخص یافت نشود ، حل معادله غیر ممکن است و چون معادلات زندگی افراد ، با یکدیگر متفاوت است تقلید خیلی کارساز نیست هر چند استفاده از تجربه دیگران ، فواید زیادی دارد .
روش این مرحله از باور سازی :
وادار کردن افراد به خلوت کردن و تفکر و نوشتن در باره خود و آنچه که در مورد خود احساس می کنند، در باره اینکه که نگاهشان به خدا (هستی) ، دین ، خود ، مرگ ، دنیا و پدیده های دیگر چیست و دیگر اینکه از دیگران بخواهند که در باره آنها بنویسند و در باره خود به مباحثه بپردازند .
بالاترین نیاز جوان ، داشتن یک تکیه گاه جامع و کامل است و بزرگترین مشکل هم اشتباه در مصداق این تکیه گاه است . لذا در ظاهر دیده می شود که جوانان علیرغم اینکه میدانند که خداوند قادر ، عالم ، رئوف ، مهربان ، ناظر ، خالق و . . است ولی چون باور ندارند و لمس نمی کنند به جای تکیه کردن به این منبع لایزال ، به منبع های دیگری که در توانایی قابل مقایسه با خداوند نیستند تکیه
می کنند و چون از آنها ناتوانی می بینند ، به ناامیدی، یأس ، پوچی ، بی خیالی و . . . روی می آورند .
اگر توانمندیهای خداوند مبنی بر قدرت خداوند (ان الله علی کل شیئ قدیر « 1» ) علم خداوند (یعلم خائنه الاعین ما تخفی الصدور «2» ) ، حضور خداوند ( الا انه کل شیئ محیط «3» ) ، رازق بودن خداوند ( ما من داب فی الارض الا علی الله
رزقها «4» ) ، و . . . بصورت ملموس و محسوس برای مخاطب بیان شود که او حس کند تکیه گاه قادر ، رازق ، مهربان دارد که هنوز توانمندیهای او شناخته نشده است . یقیناً تنها او را تکیه گاه خود قرار
می دهد که این « اصل توکل » است ، تنها با او معامله می کند که این « اصل اخلاص» است و تنها دنبال اوامر و نواهی او را می گیرد که این « اصل بندگی » است .
روش این مرحله از باور سازی :
بیان قصص انبیاء در رابطه با صفات الهی مثل قصه حضرت سلیمان (ع) که در مود رازقیت خداوند مطرح شده است ، یا قصه ابراهیم (ع) که در رابطه با قدرت خداوند در زنده کردن موجودات وارد شده است یا قصه حفاظت از پیامبر اکرم (ص) بوسیله تار عنکبوت که در غار ثور و در مسئله هجرت از مکه به مدینه اتفاق افتاد ، یا قصه حضرت ابراهیم (ع) و آتش نمرود و یا قصه حضرت موسی (ع) و شکافته شدن آب و یا قضایایی که در جبهه ها در دوران دفاع مقدس اتفاق افتاد که به وضوح قدرت خداوند ، لطف و مرحمت خداوند حس شد .
ه – باور سازی نسبت به دین و اهل بیت (ع)
آنچه در مورد پدیده دین و پیروی از اهل بیت(ع) مطرح است اینکه اگر جوانان دین را پدیده محدودیت آفرین و محدودیت زا ، ببینند ، به طبع اولیه از آن فرار خواهند کرد ولی چنانچه آن را پدیده مصونیت آفرین و حفظ کننده بیابند ، نه تنها از آن فرار نخواهند کرد بلکه سعی در استفاده از آن دارند . دین و سیره اهل بیت (ع) همانند نقشه مهندسی است که چنانچه سازنده خانه به اهمیت جان خود واقف باشد به دنبال کسب نقشه و ساختن بر اساس نقشه می رود . همچنین است اگر نقش پیروی از قرآن و عترت در ساختن دنیا و آخرت و سعادت دنیوی و اخروی به صورت ملموس و محسوس بیان شود و معلوم شود که قرآن و عترت ، حلال مشکل است نه مشکل ساز ، مصونیت زاست نه محدودیت زا ، راه گشاست نه مسدود کننده ، گرایش به آن بیشتر خواهد شد .
انسانها برای آوردن نور به منازل خود ، هزینه میدهند، وقت می گذارند ، تلاش می کنند تا خانه خود را نورانی کنند . اگر نور بودن قرآن و عترت ، خوب فهمانده شود برای آوردن آنها به خانه دل و گل، سطح هزینه و زمان خیلی راحت خواهد بود .
روش این مرحله از باور سازی :
بیان پویایی دین یعنی قابلیت تطابق دین و سیره اهل بیت (ع) بر شرایط مختلف بهترین روش برای این باورسازی است . دینی که می خواهد تا قیامت بماند باید این توانایی را داشته باشد .
و - باور سازی نسبت به دشمن(شیاطین درونی و بیرونی ) :
از جمله رموز موفقیت ، شناخت موانع و آفات و شناسایی راه دفع آنهاست . انسان در مسیر تعالی خود، با موانع درونی و بیرونی زیادی که گاهی نه تنها در مشکل مانع ظاهر نمی شود بلکه در قالب یاور و معین جلوه می کنند ، مواجه می باشد .
دشمن شناسی درونی و بیرونی و اینکه بدانیم دشمن ( شیطان ) چه شگردها و تاکتیکهایی را به کار می گیرد تا مانع پیشرفت ما شود از عوامل مهم موفقیت است ، در این مورد مهم شناخت شیطانهای دوست نما ( منافقین) می باشد .
روش این مرحله از باور سازی :
ذکر نمونه انسانهایی که با وجود داشتن
سابقه های خوب ، عاقبت به شر شده اند و فکر
می کردند که با وجود اسلام ، ایمان ، امتیازات مختلف، شیطان به آنها کاری ندارد ولی متاسفانه در دام شیطان افتادند و ذکر این نکته که سیاست شیطان، سیاست گام به گام و تدریجی است و آنقدر آرام و با حوصله کار می کند و تا ایمان افراد را نگیرد ، دست بردار نخواهد بود .
ز - باور سازی نسبت به برنامه ریزی :
هر سعادت و موفقیتی بر اساس اهداف ، برنامه ریزی منظم ، تلاش و پیگیری قابل تحقق است. فهم این مهم نیاز به باور دارد ، انسان نمیتواند رها باشد ولی هوس رسیدن به قله های رفیع سعادت را نیز داشته باشد اگر رسیدن به یک مدیریت در مباحث علمی و یا رسیدن به یک موفقیت مثل پا گذاشتن به سیارات ، نیازمند یک برنامه ریزی دقیق می باشد ، بدیهی است رسیدن به قله رفیع انسانیت و آدمیت به مراتب بیشتر نیاز به داشتن یک برنامه است .
برنامه ریزی یعنی هدفمند زندگی کردن ، داشتن اولویت بندی در امور ، شناخت نیازها ، امکانات و آسیب ها ، فهم مراحل رسیدن به کمال و موفقیت
و این معنای آیات « لا یکلف الله نفسا الا ما اتاها «5»» ، « لا یکلف الله نفسا الا ما وسعها «6»» میباشد.
مخاطب اگر بداند که او هم میتواند با جهت گیری در مسیر انبیاء ، اولیاء صلحاء و شهداء ، با توجه به توان خود حرکت کند ، یقیناً علیرغم تفاوت در امکانات ، همنشین این گروهها خواهد شد و از لاک نا امیدی بیرون می آید .
لازمه مهم این امر ، داشتن برنامه ریزی درسی ، عبادی ، تفریحی و ورزشی ، مطالعاتی در کنار امور شخصی خود می باشد . با داشتن برنامه ریزی ، زندگی انسان نه تنها منظم می شود بلکه تبدیل به الگو خواهد شد همچنان که زندگی امام(ره) و شهدا اینگونه شده است . از مشکلات بزرگ جوانان غصه خوردن است که برنامه ریزی میتواند مانع غصه خوردن باشد چون با برنامه ریزی میزان کمتری از فرصتها از دست می رود .